آشوب...همان حسی است كه وقتی خنده بر لب های تو نباشد دارم.....
-------------------------
از كدوم خاطره برگشتی به من؟
كه دوباره از تو رویایی شدم؟؟؟
-------------------------
بی هیچ صدائی می آیند
زمانی كه نمی دانی
در دلت یك مزرعه آرزو می كارند و...
بی هیج نشانی از دلت می گریزند
تا تمام چیزی كه به یاد می آوری
حسرتی باشد به درازای زندگی
چه قدر بی رحمند رویاها ...
-------------------------
یك دقیقه سكوت،به احترام همه آنهایی كه درحسرت دیدارتو مردن!
-------------------------
كاش یه نفر بود و میگفت همه آن من از آن تو باشد وقتی دلت میگیرد....
-------------------------
ذهنم فلج می شود... وقتی می خوانمت
و تو حتی نمیگویی...
جانم
-------------------------
دلم می خواهد نامت را صدا كنم !
یك طور دیگر!
جوری كه هیچ كس صدایت نكرده باشد !
یك طور كه هیچ كس را صدا نكرده باشم !
دلم می خواهد نامت را صدا كنم !
یك طور كه دلت قرص شود كه من هستم ,
یك طور كه دلم قرص شود كه با بودن من ، تو هم هستی !
-------------------------
یادت هست مادر؟
اسم قاشق را گذاشتی قطار، هواپیما، كشتی؛ تا یك لقمه
بیشتر بخورم یادت هست؟
شدی خلبان، ملوان، لوكوموتیوران
میگفتی بخور تا بزرگ بشی
آقا شیره بشی... خانوم طلا بشی
و من عادت كردم كه هر چیزی را بدون اینكه دوست داشته
باشم قورت بدهم حتی
بغض های نتركیده ام....
-------------------------
هه،یكی بهم گفت گشنگی نكشیدی عاشقی از یادت بره،ولی من وقتی عاشق شدم گشنگی هم از یادم رفت!
-------------------------
برگ زردی بودم در سكوت و تنهایی شب
تو شدی خورشیدم،تو مرا سبز كردی
از تو ای عشق واقعا ممنون
واقعا ممنون
برای حمایت از این سایت بر روی دکمه +1 کلیک کنید.