سلام
روزهایی رو که برام رنگی کرده بودی, شمردم و رسیدم به امروز.خالی بود مثه ذهنم ..رنگِ بی رنگی گرفته, امروزم رو میگم خالی
از رنگ هایی بود که تو برام تعریف شون کرده بودی.
چه حیف..من وتنهایی هام حالا یه جمع صمیمی شدیم ,تمام.
داریم میرسم به روز عشق... روزی که,اومدی به من قول عاشقی دادی همون روز عزیزکه بهم گفتی تنهام و تنهام نذار..
نگفتم مثه توام,فقط گوش دادم شدم سنگ صبورت,به ظاهر سنگ بودم ولی زجاجی تر از بلور,نگفتم حرفامو,که اگر هم میگفتم گوشی
دوشنبه 7 بهمن 1387
نویسنده: صبا طبقه بندی: اس ام اس های ارسالی، مطالب متفرقه، جوک های بامزه، اس ام اس سر کاری،
غضنفر تصادف میکنه، ملت علاف میریزن دورش و شروع میکنن نظر کارشناسی دادن.
بالاخره بعد یک مدت افسر راهنمایی میاد، منتها اونقدر ملت هرکدوم واسه
خودشون چرت و پرت میگفتن که صدای افسره به جایی نمیرسیده. ترکه شاکی میشه،
داد میزنه: ساکت.. ساکت... ایلده دیگه اینجا کسی جز جناب سروان حق گه
خوردن نداره
به غضنفرمیگن با بالش جمله بساز. میگه بالش؟ خیلی خوب یه روز رفته بودم شکار، یه پرنده دیدم شلیک کردم خورد به بالش. یارو میگه عجب خریه این. بابا این بالش نه اون بالش. ترکه میگه هااااااا اون بالش یه روز رفته بودم شکار، یه پرنده دیدم میخواستم بزنم به این بالش ولی خورد به اون بالش یارو کف میکنه میگه خره من بالش توشک لحاف اینچیزا رو میگم. ولش کن حالا با توشک جمله بساز ترکه میگه با توشک. خیلی خوب یه روز رفته بودم شکار، یه پرنده دیدم، والا توشک بودم بزنم به این بالش یا اون بالش
غضنفرو آمریکایی و چینه میخواستن توی سیا استخدام شن. میبرنشون اتاق مصاحبه و میگن باید برید تو اتاق بعدی و با این تفنگ کسی که اونجا نشسته رو بکشید. چینیه میره تو، بعد یه مدت میآد بیرون گریون میگه نه، من نمیتونم پدر بزرگم رو بکشم. رد میشه. آمریکایه میره و میآد، میگه من نمیتونم بچم رو بکشم. اونم رد میشه. !!