تبلیغات
اس ام اس عاشقانه جک لطیفه جوک خنده دار - مطالب ابر حکایت

اس ام اس عاشقانه جک لطیفه جوک خنده دار

اس ام اس جوک ،جوک ،جک خنده دار، مطالب خنده دار








معجزه افزایش قد


آيا از كوتاهي قد خود رنج مي بريد؟

به راحتي و با جديدترين روش ها قد شما بلند مي شود

افزايش قد شما با جديدترين و علمي ترين متد

پس از سالها تلاش و تحقیقات توسط محققین و متخصصین و ارائه نظریه های مختلف ، امروزه اثبات شده است که تمرینات مخصوص و مشخص ورزشی بهترین و موثر ترین روش برای افزایش قد می باشد .
بسیاری بر این باورند که افزایش قد تنها و تنها در سنین رشد امکان پذیر است ، البته این موضوع کمی جای بحث دارد . نه تنها در سنین رشد بلکه بعد از آن نیز تا حدود سن 35 سالگی هنوز این امکان وجود دارد که بتوان به میزان قابل ملاحظه ای قد خود را افزایش داد ، اما در این سنین دیگر با حرکات ساده ورزشی چنین مقصودی حاصل نخواهد گشت . تنها و تنها این امر توسط حرکاتی مخصوص و بسیار ساده امکان پذیر است .
بسیاری از مردم وقتی نا امید از افزایش قد خود به بعضی متخصصین مراجعه می نمایند ، با پیشنهاد های بسیار خطرناکی همچون عمل جراحی و .... که نه تنها بسیار خطرناک است بلکه هزینه های بسیار هنگفتی نیز دارد روبرو می شوند .



روشهاي ويژه ي چگونگي افزايش واقعي قد از 5 تا 10 سانتيمتر در 10 هفته

كاملترين روش آموزش تضميني افزايش قد در دنيا

بدون استفاده از انواع داروهاي شيميايي و هورموني زيان آور

حركات ورزشي خاص و 100در صد علمي


جمعه 31 اردیبهشت 1389

چند حکایت 2

نویسنده: مسعود   طبقه بندی: مطالب خنده دار، 




امان از تعجیل در قضاوت و نتیجه گیری عجولانه !
مرد مسنی به همراه پسر ?? ساله اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.
به محض شروع حرکت قطار پسر ?? ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می کرد فریاد زد: “پدر نگاه کن درختها حرکت می کنند” مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد. کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک بچه ? ساله رفتار می کرد، متعجب شده بودند.
ناگهان پسر دوباره فریاد زد: ” پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می کنند.” زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می کردند. باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد:” پدر نگاه کن باران می بارد، آب روی من چکید.
زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: “چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی کنید؟!”
مرد مسن گفت: ” ما همین الان از بیمارستان بر می گردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می تواند ببیند!”
نتیجه ی اخلاقی داستان: ” ما نباید بدون دانستن تمام حقایق نتیجه گیری کنیم.”
گربه هوو
یه خانومی گربه ای داشت که هووی شوهرش شده بود.آقاهه برای اینکه از شر گربه راحت بشه، یه روز گربه رو میزنه زیر بغلش و 4تا خیابون اونطرف تر ولش می کنه.
وقتی خونه میرسه میبینه گربه هه از اون زودتر اومده خونه.
این کارا رو چند بار دیگه تکرار می کنه، اما نتیجه ای نمیگیره....
یک روز گربه رو بر میداره میذاره تو ماشین. بعد از گشتن از چند تا بلوار و پل و
رودخانه و. .
خلاصه گربه رو پرت میکنه بیرون.
یک ساعت بعد، زنگ میزنه خونه. زنش گوشی رو برمیداره. مرده میپرسه: " اون
گربه کره خر خونس؟" زنش می گه آره. مرده میگه گوشی رو بده بهش، من گم شدم!!

  • برچسب ها: اس ام اس ، اس ام اس عاشقانه ، اس ام اس خنده دار ، جک ، لطیفه ، اس ام اس جوک ، اس ام اس باحال ، جوک خنده دار ،لطیفه های خنده دار ، جک باحال ، اس ام اس جک خنده دار ، مطالب خنده دار ، جک های عاشقانه ، جک های جدید دنیا ، اس ام اس جدید ، اس ام اس سرکاری ، اس ام اس سال نود ، اس ام اس روزانه ، جملات عاشقانه ، عاشقانه اس ام اس ، اس ام اس عشقولانه ، پیامک عاشقانه ، پیام كوتاه عاشقانه ، اس ام اس های عاشقانه ، حکایت ، خنده دار ، مطالب جالب ، حکایات خنده دار ،  

یکشنبه 2 اسفند 1388

حکایت پسرک تیزهوش و زحمت کش

نویسنده: مسعود   طبقه بندی: مطالب خنده دار، مطالب متفرقه، 




پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرینی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه‌های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره‌ای هفت رقمی. مسئول داروخانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد.
پسرک پرسید،” خانم، می‌توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن‌ها را به من بسپارید؟” زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می‌دهد.”
پسرک گفت:”خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می‌گیرد انجام خواهم داد”. زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.
پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد،” خانم، من پیاده‌رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می‌کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت.” مجددا زن پاسخش منفی بود”.
پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: “پسر…از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر این‌که روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم”
پسر جوان جواب داد،” نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می‌سنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می‌کنه

  • برچسب ها: اس ام اس ، اس ام اس عاشقانه ، اس ام اس خنده دار ، جک ، لطیفه ، اس ام اس جوک ، اس ام اس باحال ، جوک خنده دار ،لطیفه های خنده دار ، جک باحال ، اس ام اس جک خنده دار ، مطالب خنده دار ، جک های عاشقانه ، جک های جدید دنیا ، اس ام اس جدید ، اس ام اس سرکاری ، اس ام اس سال نود ، اس ام اس روزانه ، جملات عاشقانه ، عاشقانه اس ام اس ، اس ام اس عشقولانه ، پیامک عاشقانه ، پیام كوتاه عاشقانه ، اس ام اس های عاشقانه ، پسرک ، حکایت ، جالب ،  

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :