اس ام اس عاشقانه جک لطیفه جوک خنده دار

اس ام اس جوک ،جوک ،جک خنده دار، مطالب خنده دار

پنجشنبه 20 فروردین 1388

کی گفته آقایون مزاحم خانوما میشن؟

نویسنده: مسعود   طبقه بندی: مطالب متفرقه، مطالب خنده دار، 

مرد از زن که به شدت احساس زیبایی می‌كرد، پرسید:
ببخشید، شما "شارون استون" نیستین؟
زن با عشوه گفت: نه ... ولی.
و پیش از آن‌كه ادامه بدهد، مرد گفت: بله، فكر می‌كردم. چون... زن حرفش را برید، ولی همه می‌گن خیلی شبیهشم. اینطور نیست؟
مرد قاطع گفت: نه، همه اشتباه می‌‌كنن. به خاطر این‌كه "شارون استون"، زن خوشگلیه، ولی شما متأسفانه اصلا خوشگل نیستین. به همین دلیل، من فكر كردم شما نباید "شارون استون" باشین.
زن تازه فهمید كه رو دست خورده، با عصبانیت فریاد كشید: بی‌شرف! مگه خودت خواهر و مادر نداری؟
مرد آرام گفت: چرا. ولی اونها هیچ‌كدوم فكر نمی‌كنن كه شبیه "شارون استون" هستن.
زن همچنان معترض گفت: خب، كه چی؟
مرد گفت: چون شما فكر می‌كردین كه شبیه "شارون استون" هستین، خواستم از اشتباه درتون بیارم.
زن دوباره عصبی شد: برو ننه‌تو از اشتباه درآر.
مرد همچنان با خونسردی توضیح داد: عرض كردم كه، والده من یه همچی تصوری راجع به خودش نداره، ولی چون شما یه همچی تصوری دارین...
زن فریاد كشید: اصلا به تو چه كه من چه تصوری دارم.
و كیفش را برای هجوم به مرد بلند كرد.

ادامه مطلب

پنجشنبه 20 فروردین 1388

نیازمندیها !

نویسنده: مسعود   طبقه بندی: مطالب خنده دار، 

نیازمندیم
به چند جوان ورزشکار و نیرومند جهت هل دادن خودرو اینجانب نیازمندیم !
( آدرس : میلان دوم  ،  جنب سبزی فروشی اکبر آقا ، به سمت سربالایی ته کوچه ! )

مژدگانی
کارت سوخت وانت اینجانب مفقود شده است . از یابنده تقاضا می شود که آنرا هر چه سریعتر به دست اینجانب برساند و وانت مذکور را به جای مژدگانی دریافت کند !
( یک پرادو سوار )

نیازمندیم
به یک جوان خوشتیپ و تمیز ، ترجیحا دارای مدرک تحصیلی کارشناسی به بالا در رشته علوم تغذیه و بهداشت جهت کشتن حشرات موذی نیازمندیم !
(ساندویچی سیروس میکروب )

گمشده
همسر اینجانب از دیروز عصر که از خانه بیرون رفته است ، هنوز مراجعت ننموده و هیچگونه خبری هم از او در دست نمی باشد ! از هر کس که از او نشانی دارد یا او را مشاهده کرده تقاضا می شود که شتر دیده ندیده ! بگذارید چند روز یک نفس راحتی بکشم !
( یک همسر مهربان ! )

ادامه مطلب

آمریكا => یوزارسیف درخواست بانو زلیخا رو می قبولید و همه چیز به خوبی خلاص میشد...
كره => آخناتون دو تا شاهزاده داشت كه باهم سر یه دختر دعواشون میشد كه تاجره و بعدشم همدیگرو میكشتن و آخر سر هم یوزارسیف دختره رو میگرفت!
هند => یوزارسیف تازه یه جایی كه عاشق شده بود، یادش می افتاد كه یه پدری داره و در پی پدرش هم متوجه میشه كه پدرش از مادر او  یه بچه ی دیگه هم داشته! وقتی میره برادرشو پیدا كنه میاد میبینه كه در عشق شكست خورده و یكی دیگه دختره رو گرفته!
روسیه => در حین فیلم یوزارسیف به انرژی هسته ای دست پیدا میكنه و در رقابت با كاهنان معبد  آمون سعی میكنن كه یك انسان به فضا بفرستند و یوسف موفق میشه با اختلاف 10 دقیقه یه مرد به ماه بفرسته...
مكزیك => یوزارسیف و آنخمائو (كاهن معبد) وای میسن رو برو هم و آخناتن گیتار میزنه و اون دو تا دوئل میكنن و كاهنان معبد هم وای میسن تماشا... سر ساعت آنخمائو كشته میشه!
اسپانیا => در حین فیلم 100 زوج عاشق با همدیگه ازدواج میكنن و در این حین كاهنان و یوزارسیف فامیل میشن و همه چیز به خوبی و خوشی خلاص میشه...
انگلیس => كاهنان شبانه بوسیله ی تونل گندم ها رو كش میرن و قهطی 3 سال زودتر شروع میشه و دربدر یوزارسیف از گشنگی میمیره و بعدشم كاهنان گاو پرست میشن....
فرانسه => همینو بدونید كه همه چیز اونطوری كه نمیخواهید تموم میشه...

پنجشنبه 20 فروردین 1388

آقا بلاخره شبانه روزی یا فقط روزی

نویسنده: مسعود   طبقه بندی: تصاویر خنده‌دار، 

پنجشنبه 20 فروردین 1388

مشخصات انسانهای قرن 21

نویسنده: مسعود   طبقه بندی: مطالب خنده دار، 

1)ناخودآگاه پسوردتان را به دستگاه ماکروویوتان می دهید
2)برای بازی تکنفره با کارت حتی سالی یکبار هم از کارت های واقعی استفاده نمی کنید
3)برای تماس با 3 نفر یک لیست از 15 شماره تلفن دارید
4) برای کسی که در میز کناری شما کار می کند ای میل ارسال می کنید
5)دلیل شما برای تماس نگرفتن با دوستانتان این است که آنها آدرس ای میل ندارند
6)بعد از یک روز کاری طولانی وقتی به منزل برمی گردید هنوز هم به تلفن های مربوط به محل کارتان پاسخ می دهید
7)وقتی از خانه می خواهید تلفن بزنید قبل از شماره گیری ناخودآگاه 9 را می گیرد تا خط آزاد به شما بدهد
8)شما چهار سال روی یک میز کار می کنید و در این مدت برای سه شرکت مختلف کار کرده اید
10)طرز سخن گفتن تان را از اخبار ساعت 11 یاد می گیرید
11)رئیس شما توانایی انجام کار شما را ندارد
12)وقتی به خانه بر می گردید با تلفن همراه به خانه زنگ می زنید تا ببینید کسی خانه هست یا نه
13)تمام برنامه های تجاری تلویزیون دارای وب سایتی هستند که در پایین صفحه نشان داده می شوند
14)خارج شدن از خانه بدون تلفن همراه (کاری که 20 ،30 یا حتی 60 از زندگی تان آن را انجام داده اید ) برایتان ناراحت کننده است و دلیلی می شود که برای برداشتن ان به خانه برگردید.
15)صبح که از خواب بیدار می شوید قبل از اینکه قهوه بنوشید به سراغ اینترنت می روید
16)برای لبخند زدن گردنتان را کج می کنید.
17)شما این مطلب را در حالیکه لبخند تائید آمیز می زنید می خوانید
18)حتی بدتر از آن در فکر هستید که این مطلب را برای چه کسی فوروارد کنید
19)آنقدر سرتان گرم است که متوجه نشدید این لیست شماره 9 ندارد
20)در واقع شما الان صفحه را بالا بردید که ببینید آیا واقعا شماره 9 توی این لیست نیست
و الان دارید به خودتان می خندید

پنجشنبه 20 فروردین 1388

ایران پیشرفته تر از خارجه

نویسنده: مسعود   طبقه بندی: مطالب خنده دار، تصاویر خنده‌دار، 

ایران پیشرفته تر از خارجه 

همین تحلیل گر ها هستن كه ما رو توی دنیا جلو انداختن . می ترسم غربی ها این حسنی ما رو بدزدن ببرن پنتاگون كه تمام فعل و انفعالات دنیا رو براشون تشریح كنه . بهتره چند تا بادی گارد به محافظاش اضافه كنن.

پنجشنبه 20 فروردین 1388

طــلاق مــارمـــولکــــی !

نویسنده: مسعود   طبقه بندی: مطالب خنده دار، مطالب متفرقه، 

زنی به خاطر وجود مارمولک در آشپزخانه خانه‌اش به دادگاه خانواده رفت و خواستار جدایی از همسرش شد.
این زن که شقایق نام دارد و چهار ماه از ازدواجش می‌گذرد صبح دیروز به شعبه 268 مجتمع قضایی خانواده ونک رفت و گفت به خاطر وجود مارمولک در خانه شوهرش قصد دارد از او طلاق بگیرد.
وی به قاضی حسن عموزادی گفت؛ شوهرم ایلیا مرد خوبی است و از زمانی که با هم ازدواج کرده‌ایم هیچ مشکلی با هم نداشتیم تا اینکه سروکله یک مارمولک در خانه مان پیدا و از آن روز به بعد اختلافات ما نیز آغاز شد. ما در طبقه دوم خانه پدر ایلیا که خانه وی قدیمی است، زندگی می‌کنیم.
یک روز که ایلیا سرکار رفته بود در حالی که در آشپزخانه بودم ناگهان یک مارمولک دیدم و از وحشت جیغ کشیدم و پدر ایلیا دوان دوان به کمکم آمد اما مارمولک رفته بود. هرچه به او گفتم مارمولک دیدم او باور نکرد و گفت خانه شان مارمولک ندارد. بعد از آن از ترس به منزل پدرم رفتم.
شقایق ادامه داد؛ چند روز بعد با اصرار شوهرم به خانه برگشتم اما دوباره آن مارمولک به سراغم آمد، بعد از آن بود که به شوهرم گفتم یا باید منزل مان را عوض کنیم یا من را طلاق بدهد.
به دنبال حرف‌های این زن قاضی عموزادی با ارسال احضاریه یی برای شوهر وی رسیدگی به پرونده را به وقت دیگری موکول کرد.